سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
[ و در دعا هنگام باران خواستن گفت : ] خدایا ما را سیراب ساز به ابرهاى رام به فرمان ، نه ابرهاى سرکش خروشان [ و این از گفتار فصیح عجیب است ، چه او ابرهاى با رعد و برق همراه با بادها و آذرخشها را به شتران سرسخت همانند فرموده است ، که بار از پشت بیفکنند و در سوارى دادن سرکشى کنند ، و ابرهاى تهى از رعد و برق ترسناک را به شتران رام تشبیه کرده است که شیرشان را به آرامى مى‏دوشند و به آسانى بر پشتشان نشینند . ] [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :14
بازدید دیروز :33
کل بازدید :13671
تعداد کل یاداشته ها : 27
98/11/28
12:51 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
فاطمه احمدی مطلق[105]

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

پیوند دوستان
 
اندیشه نگار عارفانه های یک دوست زمزمه نسیم دلتنگ... تنهآییـ خـــودمـ لحظه های آبی( دلسروده های فضل ا... قاسمی) دست خط شین مثل شعور خواهرانه عارفانه رایحه ی انتظار مبارز پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار برای تو اسپایکا سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani امام زمان لیلای مجنون "ژوان" زمانی که من عاشق شدم دهکده موسیقی حرف هایی از زبان منطق و احساس •°•°•دختـــــــــــرونه هـــای خاص مــــــــــــن•°•°• دلنوشته های قاصدک ادبیات و فرهنگ یک بانوی پاییزی نوشته های من Mystery سایت مشاوره بهترین تمبرهای جهان دکترسخنی سوفیا کلکسیون تمبرخانواده شهید محمدسخنی وجمیله رمضان سایت طنز و کاریکاتور دکتررحمت سخنی نهانخانه جان طب ورزشی دکتررحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani آموزش زبان انگلیسی سایت گوناگون دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani من.تو.خدا ALWAYS & FOREVER طب هسته ای دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani ان المتقین فی مقام امین هفت آسمان پزشکی عمومی دکتررحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani طب نظامی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani سایت روانشناسی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani طب مذهبی دکتررحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani انسان قرآنی فصل رویش پزشکی تخصصی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani طب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani طب سالمندان دکتررحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani سایت دارو سازی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani چشمـــه ســـار رحمــت ایران نیو مسیر عرشیان Hunter moments Software جزتو آقاسیدبااجازه... مزرعه مازند غاز (الیاس فلاح قائمشهری) رضا صفری احساس رویایی
عناوین یادداشتهای وبلاگ
دلتنگی خدایا عید شهدا... عناوین یادداشتها[26]

دخترک طبق معمول هر روز ، جلوی ویترین کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد . بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد : اگه تا پایان ماه ، هر روز بتوانی تمام چسب زخم ها رو که داری بفروشی ، آخر ماه کفش های قرمز رو برات میخرم .

دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت : یعنی من باید دعا کنم که هر روز ، دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا ... و بعد شانه هایش را بالا انداخت و به راه افتاد و گفت : نه ، خدا نکنه ... اصلا کفش نمی خوام .

فقر اخلاقی به مراتب وحشتناک تر و غیر قابل تحمل تر از فقر مادی است .


  

شخصی از خدا پرسید : خوشبختی را کجا می توان یافت ؟

خدا فرمود: آن را در خواسته هایت جستجو کن و از من بخواه تا به تو بدهم .

او به خود فکر کرد و گفت : اگر خانه ای بزرگ داشتم ، بی گمان خوشبخت بودم .

خدا به او خانه ای بزرگ عنایت فرمود .

دوباره او گفت: اگر پول فراوان داشتم ، یقینا خوشبخت ترین مردم بودم .

خداوند به او پول فراوان عطا کرد .

...اگر...اگر...و اگر...

اینک همه چیز داشت ، اما هنوز خوشبخت نبود !

از خداوند پرسید: حالا همه چیز دارم ، اما باز هم خوشبختی را نیافتم .

خداوند فرمود: باز هم بخواه .

او گفت : چه بخواهم ؟ هر آنچه را هست ، دارم .

خداوند فرمود : بخواه که دوست بداری ؛ بخواه که به دیگران کمک کنی و هرچه داری با مردم قسمت کنی .

و او دوست داشت و کمک کرد و در کمال تعجب دید ، لبخندی که بر لب ها می نشیند و نگاه های سرشار از سپاس به او لذت می بخشد . رو به آسمان کرد و گفت : "خدایا ! خوشبختی اینجاست . در نگاه و لبخند دیگران . "


  

شخصی از خدا پرسید : خوشبختی را کجا می توان یافت ؟

خدا فرمود: آن را در خواسته هایت جستجو کن و از من بخواه تا به تو بدهم .

او به خود فکر کرد و گفت : اگر خانه ای بزرگ داشتم ، بی گمان خوشبخت بودم .

خدا به او خانه ای بزرگ عنایت فرمود .

دوباره او گفت: اگر پول فراوان داشتم ، یقینا خوشبخت ترین مردم بودم .

خداوند به او پول فراوان عطا کرد .

...اگر...اگر...و اگر...

اینک همه چیز داشت ، اما هنوز خوشبخت نبود !

از خداوند پرسید: حالا همه چیز دارم ، اما باز هم خوشبختی را نیافتم .

خداوند فرمود: باز هم بخواه .

او گفت : چه بخواهم ؟ هر آنچه را هست ، دارم .

خداوند فرمود : بخواه که دوست بداری ؛ بخواه که به دیگران کمک کنی و هرچه داری با مردم قسمت کنی .

و او دوست داشت و کمک کرد و در کمال تعجب دید ، لبخندی که بر لب ها می نشیند و نگاه های سرشار از سپاس به او لذت می بخشد . رو به آسمان کرد و گفت : "خدایا ! خوشبختی اینجاست . در نگاه و لبخند دیگران . "


  
Sib Thems065